مطالب پیشنهادی از سراسر وب

» پایتخت امپراتوری از باشکوه ترین مکانهای باستانی جهان

پایتخت امپراتوری از باشکوه ترین مکانهای باستانی جهان

ایران سرزمین ابدی آریایی ها است

بیشتر منابع تاریخی امروز مردم ایران را بازماندگان آریایی می دانند که از شمال دور به جنوب و سرزمین کنونی ایران مهاجرت کرده و مردمان بومی و تمدن های این سرزمین را نابود کرده و جایگزین آنها کرده اند. تاریخچه این مهاجرت ها از 3000 سال تا 5000 سال پیش بسیار متفاوت است. و منشأ این مهاجرت ها با اختلاف بیشتر ، در طیف وسیعی از اروپای غربی و شمالی و مرکزی تا آسیای شرقی ، دریای بالتیک ، شبه جزیره اسکاندیناوی ، دشت های شمال آسیای مرکزی و قفقاز ، سیبری و حتی شمال ذکر شده است. قطب دامنه وسیع این اختلافات بیانگر ضعف نظریه ها و فقدان دلایل و استدلال های مربوط به آن است.

بیشتر متون تاریخی معاصر تنها با چند جمله و عبارت کوتاه و مبهم و نادرست به این ریشه ها و این مهاجرت بزرگ خاتمه داده اند و این اصول مهاجرت را به طور دقیق معرفی نکرده اند و به طور کامل و کافی در مورد آن بحث نکرده اند. در این متون معمولاً ترسیم نقشه ای با چند پیکان بزرگ کافی است که از سراسر سیبری و از چپ و راست دریای خزر تا اواسط ایران ترسیم شده است.

از آنجا که می دانیم مهاجرت انسانها و جابجایی تمدنها در طول تاریخ همیشه به دلیل دستیابی به "شرایط بهتر زندگی" بوده است ، در دوران باستان این "شرایط بهتر" به ویژه آب فراوان و خاک حاصلخیزتر بوده است. اگر بتوانیم دلایلی ارائه دهیم که معتقد باشیم در زمانهای قدیم ویژگیهای آب و هوا و چشم انداز طبیعی در فلات ایران از امروز مناسبتر بوده است. از طرف دیگر ، باید توجه داشت که خصوصیات اقلیمی در سرزمینهای شمالی ایران نسبت به امروز و حتی در دوران باستان نامناسب بود. ما می توانیم مهاجرت بزرگ آریایی ها به ایران کنونی را زیر سال ببریم و حتی امکان مهاجرت از ایران به سایر نقاط جهان را مطرح کنیم.

از آنجا که رشد جمعیت همیشه در اکوسیستم های مناسب و دوستدار انسان اتفاق افتاده است ، بعید به نظر می رسد که جوامع باستانی سرزمین دارای آب و هوای مناسب و معتدل ایران را نادیده بگیرند و در سرزمین های همیشه سرد و یخی سیبری زندگی کنند. بعد از آن متوجه ایران شدند. ما همچنین می دانیم که هیچ شهرک صحرایی در آن مناطق یافت نشده است.

دوم متال ایرانی

ایرانیان یا آریایی ها "به ایران" مهاجرت نکردند

در این گفتار ، ما با این فرضیه روبرو خواهیم شد که ایرانیان یا آریایی ها "به ایران" مهاجرت نکرده اند ، اما این آریایی ها از همان بومی های ساکن ایران هستند که "در ایران" و "از ایران" مهاجرت کرده و پراکنده شده اند.

شواهد باستان شناسی

ما می دانیم که آخرین عصر یخبندان روی زمین حدود 14000 سال پیش آغاز شده و حدود 10000 سال پیش به پایان رسیده است. دوره های یخبندان یخچال های طبیعی وسیع و بزرگی را در قطب ها و کوه های مرتفع و در سرزمین های میانه رود از جمله ایران به صورت دوره های بارانی و بارانی ایجاد می کنند. دوره های بارانی همزمان با دوره های بین یخبندان و دوره های بارانی همزمان با دوره های یخبندان مشاهده شده اند.

رسوبات چاله های داخلی نشان می دهد که ایران در دوره های گرم و سرد شاهد بارندگی های شدید بوده است ، این امر باعث ایجاد آب و هوای مرطوب و گسترش جنگل ها در نجد ، ایران شده و در دوره های یخبندان سرد از اقلیم های سرد و خشک استقبال کرده است.

بنابراین ، حدود 10 هزار سال پیش ، با پایان یافتن آخرین دوره یخبندان ، آب و هوای گرم و مرطوب در ایران آغاز شد. شواهد باستان شناسی نشان می دهد که با شروع دوره های گرم و مرطوب و عقب نشینی یخچال های طبیعی به سمت شمال ، میزان بارندگی به تدریج افزایش می یابد. حداکثر آن در حدود 6000 سال تا 5500 سال پیش می رسد که 4 تا 5 برابر میانگین امروز بود. متعاقباً ، آب دریاچه های داخلی به بالاترین سطح خود می رسد و همه چاله ها ، بیابان ها ، دره ها و آبراه ها پر از آب می شوند. این دوره ای است که در اساطیر ملل مختلف با حروف مختلف از جمله طوفان دوران جمشید و طوفان نوح ذکر شده است.

افزایش بارندگی و طغیان رودخانه ها حدود 4500 سال پیش بار دیگر شدت گرفت ، اما به زودی باران ها به پایان رسید و حدود 4000 سال پیش خشکسالی و دوره های گرم و خشک آغاز شد ، که در 3800 سال پیش به اوج خود رسید و همانطور که بعدا خواهیم دید. ببینید ، این زمان مصادف با جابجایی بزرگ تمدن ها در فلات ایران و زوال و انقراض بسیاری از شهرک ها و شهرهای باستانی و روستاهای ایران است.

آب و هوای گرم و مرطوب بین 10 هزار تا 4000 سال پیش پوشش گیاهی غنی و جنگل های انبوه را در سرزمین ایران و حتی در بیابان و علف های خشک و بی آب امروز فراهم کرده است. در آن زمان ، گسترش جنگل ها و عقب نشینی از بیابان های گرم ، سرزمینی سبز و خرما مانند را در ایران بزرگ تشکیل داده بود و دشت های شمال افغانستان امروزی پوشیده از دشتهای وسیع (جنگلهای نازک) و چمنزارهای مرطوب بود.

وفور و درختان در شمال افغانستان و به ویژه در قسمت غربی آن که بادغیس (در اوستا "Vaitiges") نامیده می شود ، در متن پهلوی گزارش شده است: "Vatgisan مکانی پر از درخت و پر از درخت است." این وضعیت اقلیمی شمال افغانستان در متون تاریخی قرون وسطی نیز ذکر شده است؛ مسعودی از بلخی زیبا با آب ، درختان و علفزارهای فراوان یاد می کند. واعظ بلخی از صد هزار درخت بلخ در فضایل بلخ یاد می کند؛ نظامی عروضی ، به گفته شهریار سامانی ، آن را به دلیل خرما و سرسبزی اش از بهشت ​​برتر می داند؛ و فاریه سیاح مراتع بادغیس را بهترین مراتع در کل آسیا می داند. امروزه قسمتهای وسیعی از بادغیس و بلخ از بیابان خشک و شن روان تشکیل شده است. این ماسه های روان و بیابان های سوزان در حد امکان دیده می شوند ، به ویژه در اطراف کرمان و سیستان؛ در حالی که در متون تاریخی دو هزار سال پیش ، از جنگل ها و مراتع در این مناطق نام برده شده است.

در این زمان سرزمین ایران دارای مراتع بسیار غنی و زیستگاههای حیات وحش متراکم بود. در این منطقه ، حوضچه ها ، مخازن و تالاب های طبیعی با آب شیرین وجود دارد که انواع حیوانات و پرندگان آبزی و همچنین جنگل های بزرگ و نیزارهای انبوه را در خود جای داده است.

طبق داده های قسمت های فوقانی ، بین 10000 تا 4000 سال پیش ، آب و هوای گرم و بارانی در سراسر فلات ایران حاکم بوده است ، علاوه بر این سطح زمین و رودخانه ها و همچنین خورهای رودخانه ها کمتر از امروز و سطح دریاچه ها و مخازن بالاتر از امروز بود. در نتیجه ، امروزه تمام گودال های داخلی ، دشت های پست کنار دریاچه ها ، دره ها ، بیابان ها و رودخانه های خشک دارای آب شیرین و فراوانی هستند و در سراسر ایران آب و هوایی سرسبز با مراتع وسیع و غنی از محصولات گیاهی و دامی و شرایط مناسب برای زندگی بشر وجود دارد.

Iran University of Medical Sciences - Iran University of Medical Sciences

شواهد باستان شناسی

شواهد باستان شناسی در مورد آب و هوای گرم و مرطوب بین 10000 تا 4000 سال پیش نیز یافته ها و نشانه های باستان شناسی را تأیید می کند. از طرف دیگر ، قسمت عمده ای از تپه های باستانی و سکونتگاه های باستانی ایران مربوط به همان دوره 6000 ساله سال گرم و بارانی است و همه آنها در امتداد بیابانهای نمکی ، رودخانه های خشک و مناطق خشک و چمن پراکنده شده اند که نشانه شرایط آب و هوایی بهتر در آن زمان است. این شکل گیری و دوام آن تمدن ها است.

استقرار این تمدن ها در امتداد حفره ها و بیابان های خشک و نمکی ، نشانه وجود آب فراوان و شیرین در آنها بوده است و رودخانه های خشک امروز در مجاورت تپه ها ، آب کافی و زلال مردم شهر یا روستا را تأمین کرده اند.

از سوی دیگر ، هیچ نشانه ای از تپه های باستانی در کنار دریاهای امروز وجود ندارد. تپه های باستانی جنوب چند صد کیلومتری ساحل خلیج فارس فاصله دارد ، که نشان می دهد در دوره یخبندان ، زمانی که سطح دریا دریاهای جنوبی از سطح فعلی کمتر بود ، پس از بالا آمدن سطح دریا ، سکونتگاه های انسانی غرق می شدند در دوره یخبندان ، سطح دریا دریاهای جنوبی غرق شد. سطح سه رودخانه بزرگ کارون ، دجله و فرات کمتر بود و آب خلیج فارس تا تمدن های آن روز در شوش و سومر می رسید. کتیبه های سومری نفوذ آب به میاندورود را روایت می کنند و از شهر باستانی اریدو به عنوان "شهری کنار دریا" نام می برند.

سکونتگاه های باستانی در شمال و سواحل دریای خزر ده ها کیلومتر با ساحل فاصله دارند که نشان می دهد در دوران رونق آن دانشگاه ها ، سطح دریای خزر از امروز بیشتر بوده است. همچنین بقایای سدهای باستانی ، از جمله سدها و سدهای ساخته شده در دره ها و آبراه های کوه خواجه در سیستان ، نشانه بارندگی بیشتر در زمان خود است. این سدها آب موردنیاز بقاع متبرکه و سایر بناهای بالای کوه خواجه را تأمین می کردند. امروزه ، نه تنها آن کانال ها ، بلکه حتی دریاچه های ما نیز کاملاً خشک شده اند. خشکسالی های اخیر در ایران نشان داده است که حتی چند سال کمبود بارندگی می تواند به سرعت دریاچه ها ، مخازن و رودخانه های بزرگ را خشک کرده و چرخه زندگی و محیط زیست را از بین ببرد.

شواهد باستان شناسی همچنین تأثیر رسوبات ناشی از بسیاری از سیل ها را در حدود 5500 سال پیش تأیید می کند. به عنوان مثال می توان به حفاری قره تپه توسط استاد میرعابدین کابلی در منطقه قمرود اشاره کرد که با هدف ثبت دامنه تغییرات و تغییرات ناشی از طغیان آب انجام شده است. بر این اساس ، حدود 5500 سال پیش ، وقوع سیل مهیب منجر به متروک شدن و خالی از سکنه شدن کل منطقه قمرود و مهاجرت مردم به مناطق مجاور بالاتر شد.

Top 15 things to see in Iran - Marta Rajková | TRAVEL & LIFESTYLE

علائم دیگر

علاوه بر این ، وجود نقاشی های سفالی از غزال ها ، فیل ها ، گوزن ها ، پرندگان وابسته به آب و حیوانات آبزی و حتی لاک پشت ها ، ماهی ها و خرچنگ ها ، نشان دهنده شرایط آب و هوایی مطلوب در طول گسترش آن تمدن ها بوده است.

در اینجا همچنین لازم به ذکر است که همزمان با دوره فلات ایران که شرایط محیطی برای جوامع بشری بسیار مطلوب است و از آن بهره برداری می شود ، در سراسر قلمرو سیبری و شمال آسیای میانه و قفقاز شمالی که این مناطق با در نظر گرفتن مهاجرت آریایی ها ، فقط چند نمونه از گودالها یا شواهدی از زندگی غیر مهاجرتی یافت شده است ، از جمله پناهگاه هایی در قسمت های شمالی منطقه حوضه آبریز دریای آرال. در آن زمان ، در آن سرزمین ها ، فقط سرما و یخبندان باقیمانده از عصر یخبندان حاکم بود و آنچه یافت شد عموماً متعلق به دوره های جدیدتر و مهاجرت ایرانیان و سایر اقوام به آن مناطق بود.

UNESCO World Heritage sites in Iran | Part II beauties in Iran- iGoPersia

شواهدی از اساطیر و متون کهن

شواهدی از اساطیر و متون کهن از دید اساطیر و متون کهن ، اسطوره طوفان یادگار دوران بارانی و مرطوب است. در متون پهلوی ، از جمله بندهش ، آمده است که "تیشتر" بارانی ایجاد کرد که از آن دریاها برخاست و آب همه قسمتهای زمین را پوشاند و زمینهای زمین به دلیل بالا آمدن آب به هفت قسمت یا هفت کشور تقسیم شد .

در وندیداد ، یک دیو به نام "مهرک اوشا" که در برخی نامه های پهلوی به "مالکوش" و در مینودی خورد به نام "مالکوس" ذکر شده است ، به عنوان یک دیو وحشتناک ذکر شده است که باعث باران ، تگرگ ، برف ، باد و باد برای چندین سال. باران میبارد.

به گفته وندیداد ، اهورامزدا جمشید را از این آسیب آگاه می کند و به جمشید دستور می دهد مکانی بنام "جنگ" بسازد تا هر یک از خالقان پاک خالق ، از مردم ، پرندگان ، پرندگان ، گاوها ، گیاهان ، دانه ها ، گیاهان ، آتش و آتش هرچه از زندگی مردم برای نگه داشتن آن در آن مکان استفاده کند ، و پس از هجوم این دیو و خاموش شدن طوفان ، آنها از آن پناهگاه بیرون می آیند و جهان را بازسازی می کنند و آن را از نیستی نجات می دهند.

این داستان ایرانی به اشکال مختلف روایت شده است. هندوان ، از جمله دیگران ، معتقدند که طوفان بزرگ مانو را گرفت ، اما ویشنو ، که خود را با یک شاخ بزرگ ماهی کرده بود ، کشتی خود را راهنمایی کرد تا بتواند در "کوههای شمالی" فرود بیاید. ویشنو قبلاً مانو را از طوفان بزرگ آگاه کرده و به او دستور داده بود تا با آن مقابله کند. مانو دستور داد هفت دانشمند و یک جفت زن و مرد ، که همه موجودات جهان هستند ، پیاده شوند و با خشک شدن آب ها در سراسر زمین پخش شوند. مانو همچنین بذر همه گیاهان را با خود برد.

اصطلاح "کوههای شمالی" در داستانهای سرخپوستان ساکن در سرزمینهای اطراف رود سند (هند) و پنجاب اشاره آشکاری به مهاجرت آنها از کوههای پامیر و بختاخ افغانستان کنونی است که یکی از اصلی ترین آنها بود سرزمینهای ایرانی.

نسخه دیگر طوفان بزرگ داستان طوفان نوح است که قدیمی ترین نسخه شناخته شده آن متعلق به سومریان است و بعداً توسط بابلی ها و اکدی ها اقتباس شده و در عهد عتیق (تورات) تکرار شده است.

داستان طوفان بزرگ و طغیان نیز در تاریخ سنتی چین روایت می شود. طبق "Bamboo Books" در زمان یو ، بنیانگذار سلسله "شیعه" یا اولین سلسله ، سیل عظیم امپراتوری را به بالاترین تپه ها فرا گرفت. یو در طی سیزده سال با صلاحیت موفق به مهار سیل می شود.

Beautiful Tourist Attractions in Iran

شواهد دیگر

شواهدی از وضعیت دریاهای باستان را نیز می توان در آثار ابوریحان بیرونی (مانند "محدود کردن انتهای اماکن") مشاهده کرد. بیرونی هنگام توصیف ساخت کانال سوئز به دستور پادشاهان پارسی ، بیرونی به جای سرزمین های پایین مصر از یک دریا یاد می کند. دریایی که در آثار هرودوت به وجود آن نیز اشاره شده است. وی معتقد است که در زمان پادشاهی میانه مصر ، این دریا به حدی گسترش یافت که کشتی ها نه تنها به سرشاخه های نیل ، بلکه در دشت های خشک امروز حرکت می کردند و از کنار اهرام راهی به ممفیس می گذشتند.

افسانه ها و افسانه های شفاهی که توسط مردم مناطق کویری مرکزی ایران مرکزی روایت می شود وجود دریای وسیع در محل کویر خشک امروز را تأیید می کند. این نویسنده داستان های زیادی را در شهرهای دامغان ، ساوه ، کاشان ، زواره ، میبد ، نائین ، یزد و بردسکن شنیده است که بیشتر آنها به دریای بزرگ ، جزایر متعدد ، بندرها و بندرها و حتی فانوس دریاها اشاره دارند. در ادامه ، نویسنده فقط به دو نکته دیگر اشاره می کند:

نخست ، روایت فارگرد دوم وندیداد و گسترش زمین و گسترش مردم به دلیل افزایش جمعیت در زمان جمشید و به سمت نیمروز و راه خورشید ، که به گفته نویسنده به نیمروز یا جنوب اشاره دارد. اینجا به آفتاب گرم ظهر و هوای گرم. و همچنین به گسترش جوامع بشری اشاره ای ندارد ، که در این مورد تفسیر "راه خورشید" ، جهت توزیع آن ، که "از شرق به غرب" است را روشن می کند.

و دوم ، داستان فریدون در شاهنامه فردوسی و تقسیم پادشاهی جهان بین سه پسرش ایرج و سلم و تور که اشاره ای است به مهاجرت ایرانیان از قلب ایران به سرزمین های شرقی و غربی. سلم و توری ، که بعداً ، طبق گزارش های ایرانی ، به برادر کوچک ترشان حمله کردند و اشاره ای به حمله ساکنان سرزمین های شرقی و غربی ایران به سرزمین مادری خود دارند.

اما پس از این عصر طلایی ، حدود 4000 تا 3800 سال پیش ، خشکسالی و قحطی بزرگی روی داد و دوره گرم و مرطوب جای خود را به دوره گرم و خشک داد. در این زمان ، سطح آب به سرعت در حال کاهش است و دریاچه ها و رودخانه های کوچکتر در حال خشک شدن هستند و سکونتگاه های انسانی را در یک بحران بزرگ قرار داده است. بحرانی که با کمبود آب آغاز می شود و به سرعت به کمبود غذا ، رکود و نابودی کشاورزی ، بیابان زایی ، تخریب مراتع ، از بین رفتن زیستگاه طبیعی و عواقب ناگوار آن تبدیل می شود.

این خشکسالی باعث می شود مردم ساکن ایران ، مردمی که پس از طوفان بزرگ از کوهها پایین آمده و سرزمینهای سابق خود را دوباره بنا کردند ، علی رغم میل قلبی خود ، بارها و بارها ، زمین های مناسب تری را برای جستجوی کوچه های دوردست پیدا کنند. و بدون شک چنین وقایع طبیعی نامطلوب و کمبود نیازهای انسانی منجر به اختلافات ، درگیری ها ، جنگ ها و ویرانی ها شده است. درگیری میان ساکنان واحه های کوچک و هنوز هم کم و بیش حاصلخیز با تازه واردانی که به دنبال آب و زمین هستند اجتناب ناپذیر است.

این نتایج با کاوش های باستان شناسی تقریباً در همه تپه های باستانی ایران تأیید شده است: "پایان دوره زندگی بشر در حدود 4000 سال پیش و با یک لایه سوختگی و تخریب". تخریب و فرسودگی شغلی ، که نتیجه حمله آریایی نبود ، بلکه نتیجه درگیری بر سر منابع محدود نیازهای انسانی بود و تا حدود 3500 سال پیش ادامه داشت ، صدها سال که به استثنای چند تمدن در جنوب غربی ایران و میاندورود ، بندرت در تپه های باستانی. در این دوره دریافت می کنیم. این سالهای سکوت نسبی در تاریخ ایران بسیار شبیه شرایط سلطنت ضحاک در شاهنامه فردوسی است.

آغاز عصر آهن

در پایان این دوره و همزمان با آغاز عصر آهن ، حدود 3500 سال پیش ، به تدریج بهبود شرایط آب و هوایی آغاز می شود و زمینه را برای گسترش و شکوفایی تمدن های مدرن ایران که به شرایط اقلیمی قبلی خود رسیده اند ، فراهم می کند. حدود 2800 سال پیش با توجه به مطالب فوق ، مسئله مهاجرت آریایی ها از شمال به سرزمین های امروزی ایران و آسیای میانه ممکن به نظر نمی رسد. آنچه به ذهن خطور می کند این است که آریایی ها همان مردم بومی هستند که از زمان های بسیار قدیم در این سرزمین زندگی می کردند که از هر لحاظ برای زندگی مناسب بود و آثار تمدن آنها به وفور در این سرزمین و جاهای دیگر دیده شده است که اثری از مسکن آنها بدست نمی آیند. درست است که تغییرات فرهنگی و تمدنی عصر آهن نتیجه منطقی تکامل عصر مفرغ است و نه تحولات ناشی از ورود قبایل دیگر به منطقه. این آریایی های بومی ایران با افزایش شدید باران به ارتفاعات مهاجرت کردند. و هنگامی که باران به شدت بارید ، آنها به جلگه های سابق خود بازگشتند.

یک بار پس از عقب نشینی دریاها و دریاچه های داخلی و خشک شدن مرداب های باقیمانده از طوفان بزرگ ، که مهاجرت کرد و از کوه های مجاور به دشت ها و دشت های رسوبی و بارور مسطح رسید. در نتیجه ، این مهاجرتها مهاجرتهای "عمودی" از ارتفاعات به دشتها و دره ها بود. زمان آغاز این آوارگی ها در اواسط دوره گرم و مرطوب بود و پس از پایان باران های شدید طوفان عصر جمشید یا طوفان نوح و حدود 5500 سال پیش نامیده می شد. نمونه هایی از این مهاجرت ها دو مهاجرت عمده است: اول ، مهاجرت سرخپوستان آریایی از اطراف کوههای هندوکش به سرزمینهای تازه خشک شده پنجاب و اطراف رود سند ، که بنای تاریخی آنها در متن های هندو ریگودای باستان باقی مانده است. و یکی دیگر، مهاجرت ایلامی ها و سومری ها که از کوه های غربی ایران به سرزمین های باتلاقی تازه خشک شده خوزستان و میاندورود یا بین النهرین انجام شده است. در بخشهای باستان عهد عتیق یا تورات (پیدایش ، فصل 1) ، واقعه کوچ سومری صریحاً به عنوان مهاجرت "از شرق" به سرزمین سومر یا شینار ذکر شده است. گروه دوم ایده تمدن را با خود به دره نیل و مصر در آفریقا بردند و مصریان از آن برای پیشرفت های بزرگ استفاده کردند. در این رابطه حتی فرضیه هایی در مورد مهاجرت فنیقی ها از سواحل خلیج فارس به سواحل دریای مدیترانه وجود دارد. از سوی دیگر ، ما می دانیم که سومری ها از نظر جسمی بسیار شبیه ساکنان بلوچستان و افغانستان امروزی و دره سند بودند. آثار هنری و معماری آنها گواهی می دهد که تمدن سومری و تمدن شمال غربی هند یا سرزمین های شرقی ایران شبیه یکدیگر بوده و بدون شک از یک ریشه منشأ گرفته اند. کاوش های اخیر استاد یوسف مجیدزاده در منطقه جیرفت این فرضیه را بیشتر تقویت کرده است.

و دوباره ، مهاجرت در طی خشکسالی بین 4000 و 3500 سال پیش ، که در جستجوی مناطق مناسب تر ، محل زندگی خود را تغییر داده و به دنبال زیستگاه های بهتر ، از ایران یا به زبان سومری ، از "سرزمین مقدس" بومی خود به دیگر مناطق زمین ها شهرک هایی را که 5 هزار و 500 سال پیش ساخته بودند و به دلیل حوادث نامساعد آب و هوایی 1500 سال در آن زندگی کردند ، کشف و رها کردند.

در سرزمین باستان ایران بزرگ ، اقوام و اقوام مختلف زندگی می کردند که یکی از آنها و احتمالاً نام فرهنگی مشترک همه آنها "آریایی" بوده است. "همه قبایل و اقوام ایران امروزی" فرزندان "همه آن قبایل و اقوام باستان" و از جمله آریایی ها هستند. با گذشت زمان ، همراه با تغییرات آب و هوایی ، آنها کوچه های کوچک و بزرگ بی شماری را از ارتفاعات کوه ها به دشت ها و بالعکس برده اند. منشأ تاریخ ایران را نمی توان تنها به ایده مهاجرت نسبت داد که دارای زمان نامعلوم ، مبدأ ناشناخته ، مقصد ناشناخته و مسیر ناشناخته است و فقط آنها از نیاکان ایرانیان امروزی محسوب می شوند.

در اعتقادات ایرانیان باستان ، "شمال" یا "آپاختار" پایگاه شیطان است. این مکان بارگاه و شریران و ورودی جهنم است. ایرانیانی که همیشه وطن ، وطن و میهن خود را دوست داشته اند ، اگر سرزمین های شمالی مبدا آنها باشند ، اینگونه در مورد آن صحبت نمی کنند.

با توجه به تمام شواهد جمع بندی شده تاکنون ، به نظر می رسد که ایرانیان یا آریایی ها "به ایران" مهاجرت نکرده اند. بلکه آنها "در ایران" و "از ایران" مهاجرت کرده و به نقاط دیگر پراکنده شده اند.


فضاهای اقلیمی معماری ایران - MR ARCHITECT


جشنواره به مدرسه بر می‌گردیم - دیجی کالا
فرم ارسال نظر





  ساخت وبلاگ تبلیغاتی   |   جاذبه های گردشگری  


آخرین مطالب این وبلاگ

آخرین مطالب مجله


پکیج های تبلیغاتی هدفمند و تحت سئو در بلاگسازان پکیج های تبلیغاتی هدفمند و تحت سئو در بلاگسازان مشاهده